أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
229
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
« اگر براى من شَرَفى جز امارت حرمَين نباشد ، همين برايم كافى است . » كافور خواجه چه در دورهء وصايتش براى اولاد اخشيد و نيز پس از آن در دورانى كه خودش امارت را در دست گرفت ، عنايت زيادى براى بخشش و صدقات در مكه داشت و - با تأسف شديد - روى منابر همانطور كه براى خلفا دعا مىشد براى وى نيز دعا مىشد . « 1 » على رغم استوارى پايههاى دولت اخشيدى ، بنوسليم در سال 356 بر ضد آنان شورش كرده ، « 2 » حُجاج مصرى را كه به آنان پناه مىآوردند غارت كرده و اميرشان را كشتند . بسا اين اقدام ، متأثر از تحريكات عباسيان بود . « 3 »
--> ( 1 ) . تاريخ أبيالفداء ، ج 2 ، ص 197 . ( 2 ) . تيرهاى از قبيله حرب كه در شرق مدينهء منوره به سمت جنوب ، سكونت دارند . يك قبيله هم به نام بنوسليم بنمنصور هستند كه قيسى اند و ربطى به حرب ندارند و در 140 كيلومترى شمال مكه زندگى مىكنند ( عاتق ) . ( 3 ) . نويسنده درر الفرائد ( ج 1 ، ص 329 ) مىگويد : امير الحاج كاروان عراق ابواحمد موسوى ، پدر شريف رضى و نقيب اشراف بود . بنوسليم حجاج شام و مصر را غارت كردند . استنباط نويسنده از اين كه اين اقدام بنوسليم به تحريك عباسيان بوده ، به دليل آن كه تنها حجاج مصرى و شامى غارت شدهاند ، درست نيست ، زيرا مسيرى كه زير سلطهء بنوسليم بوده ، مربوط به حجاج مصر و شام مىشود . بيفزاييم كه صاحب الدرر ، اين واقع را در سال 355 مىداند نه 356 كه مؤلف يادآور شده است . « ج »